سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

626

تاريخ ايران ( فارسى )

جنك عربستان 576 تقريبا در آغاز قرن ششم ميلادى حبشىها كه مسيحى بودند بعربستان حمله بردند و يمن را به تصرف درآورده و آن را جزء حبشه كردند . اساس تصرف و استيلاى اين فاتحين در آن ديار بدست ابرهه يك سرباز جنگى معروف تقويت و تحكيم يافته حتى چندين كليسا در صنعا بنيان نهادند ، اين فتوحات و پيشرفتهاى حبشىها در عربستان طبعا موجب خوشوقتى دولت روم بوده برعكس خاطر انوشيروان را بالطبع مشوش ميساخته است و او كه تشنهء فتوحات جديد بود تصميم گرفت كه ناگهان به آن ناحيه حمله برده حبشىها را از آنحدود خارج سازد - در همين اوان اتفاق افتاد كه يكى از شاهزادگان خاندان قديم حمير بدربار شاهنشاه ايران پناهنده شده و به كسرى مكرر فشار آورد كه مهاجمين را از يمن خارج ساخته ويرا مالك تاج و تخت اجدادى خود سازد . كسرى كشتيهاى خود را با يك عده قشون از خليج فارس حركت داد و آنها از كناره‌هاى ساحل غربى عربستان طى طريق نموده سالما وارد عدن شدند . اعراب حمير كه باخبر شدند بحمايت شاهزادهء خود بر عليه حبشى ها برخاسته و به مسروق آخرين عضو خاندان ابرهه حمله برده شكستش دادند و شاهزادهء حميرى تحت عنوان نايب السلطنهء انوشيروان بر تخت نشست . واقعا وقتى كه مىبينيم كه از اوبولا تا عدن دو هزار ميل فاصله دارد اين لشكركشى قابل بسى ملاحظه مىباشد . مطابق شرحى كه طبرى نوشته است نوشيروان لشكرى به طرف هند روانه داشت و درنتيجه قطعات چندى از آنكشور را گرفت ولى اين لشكركشى مسلم نيست و ممكن است جنگى در آنصفحات پيش‌آمده و قشونى بدانحدود فرستاده باشد . جنك با اتراك محتمل است كه تركان بعد از گرفتن ولايات ماوراء النهر هياطله بر اقتدارشان افزوده تا اينحد كه براى ايران عامل خطر شناخته شدند و در هرصورت اينمطلب مسلم است كه در سال 567 ديزابل « 1 » يا زيل‌زيبلوس « 2 » سفيرى بدربار انوشيروان فرستاد تا پيمان اتحادى فيما بين منعقد سازد ،

--> ( 1 ) - Dizabul . ( 2 ) - Silzibulos .